| شمارش معکوس | ||
|
|
|||
|
|
آرشیو
|
Wednesday، October 29، 2003
از يک رگ سياه، نبض نوشته هايم می زند
از يک شب تاريک، ذهن نوشته هايم بيدار می شود . تو را پشت کوچک دنيا يافتم، ميان مشتی خطوط، خالی از معنی تو پاداش ثواب ناکرده هايی تو روشن ترين صدای خدايی... مرا سرد صحرا، خاموش کرده است مرا با طلوع نگاهت به رويای فردا رسان.. منصوره
معاشران ز حریف شبانه یادآرید
حقوق بندگی مخلصانه یادآرید و انگشت های ظریف تو اما دیگر حکایتیست بوقت سرخوشی از آه و ناله ی عشاق بصوت و نغمه چنگ و چغانه یادآرید منصوره
|