| شمارش معکوس | ||
|
|
|||
|
|
آرشیو
|
Friday، May 28، 2004
طنين نفسهايت، سکوت سرد شب را می شکافد
گرم و آرام در آغوش من به خواب رفتی چشمهايم را می بندم و با تو هم نفس می شوم.. ای کاش زمان، راه صبح را گم کند می خواهم امشب و هر شب، خود را درونت رها کنم درون نگاه بيگانه ات، آرامش آغوشت .. تو نيز چون خدا، برای من جاودانه ای و هيچ نخواهد بود که تو را از من، مرا از تو بگيرد ... منصوره
|